![]() |
![]() |
|
| مردان خدا بسم اله |
|
هوالله
علـي مولا علـي سرور
تواي دل اين سر و انسو
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم دی 1384ساعت 22:16 توسط سوته دلان |
|
|
یا علی مدد
با صلابت باش يار ما شوي كار ما از سر حق پي بردن است حرمت ميخانه از مستي بود مي كه ما گوئيم صاف است و زلال مي كه ما گوئيم داروي دل است مي كه ما گوئيم الطاف جلي است |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم دی 1384ساعت 22:13 توسط سوته دلان |
|
|
عراقي
هوالحق ز دو ديده خون فشانم زغمت شب جدائي همه شب نهاده ام سر چو سگان بر آستانت زفراق چون ننالم من دل شکسته چون ني سر برگ گل ندارم به چه روي روم به گلشن به کدام مذهب است اين زکدام ملت است اين به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادنـد بـه قمـار خانـه رفتم همـه پاکبـاز ديـدم در ديـر ميـزدم مـن زدرون نـدا درآمــد |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم دی 1384ساعت 0:19 توسط سوته دلان |
|
|
هوالحق
دستانم بوی گل میداد مرا به جرم چیدن گل محاکمه کردن اما هیچ کسی نیاندیشید شاید گلی کاشته باشم !
من و همکاری با اهل ریا دورم باد دورم باد دورم باد
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم دی 1384ساعت 1:29 توسط سوته دلان |
|
|
کوچه
بي تو مهتاب شبي باز از آن کوچه گذشتم . همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم ، شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم ، شدم آن عاشق ديوانه که بودم ، در نهانخانه جانم ، گل ياد ، تو درخشيد باغ صد خاطره خنديد ، عطر صد خاطره پيچيد : يادم آمد که شبي با هم از آن کوچه گذشتيم پر گشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم ساعتي بر لب آن جوي نشستيم تو ، همه راز جهان ريخته در چشم سياهت . من همه ، محو تماشاي نگاهت . آسمان صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام خوشه ماه فرو ريخته در آب شاخه ها دست برآورده به مهتاب شب و صحرا و گل و سنگ همه دل داده به آواز شباهنگ يادم آيد : تو به من گفتي : از اين عشق حذر کن ! لحظه اي چند بر اين آب نظر کن ، آب ، آيينه عشق گذران است ، تو که امروز نگاهت به نگاهي نگران است ، باش فردا ، که دلت با دگران است ! تا فراموش کني ، چندي از اين شهر ، سفر کن با تو گفتم : حذر از عشق !؟ ندانم سفر از پيش تو ؟ هرگز نتوانم ، نتوانم ! روز اول که دل من به تمناي تو پر زد ، چون کبوتر لب بام تو نشستم تو به من سنگ زدي ، من رميدم ، نه گسستم باز گفتم که : تو صيادي و من آهوي دشتم تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم حذر از عشق ندانم ، نتوانم ! اشکي از شاخه فرو ريخت مرغ شب ، ناله تاخي زد و بگريخت ... اشک در چشم تو لرزيد ، ماه بر عشق تو حنديد ! يادم آيد که دگر از تو جوابي نشنيدم پاي در دامن اندوه کشيدم . نگسستم ، نرميدم . رفت در ظلمت غم ، آن شب و شبهاي دگر هم ، نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم ، نه کني ديگر از آن کوچه گذر هم ... بي تو ، اما به چه حالي من از آن کوچه گذشتم !
فريدون مشيري
بي تو
بي تو طوفانزده دشت جنونم صيد افتاده بخونم تو چسان مي گذري غافل از اندوه درونم بي من از شهر گذر کردي و رفتي بي من از شهر سفر کردي و رفتي قطره اي اشک درخشيد بچشمان سياهم تا خم کوچه بدنبال تو لغزيد نگاهم تو نديدي
نگهت هيچ نيافتاد براهي که گذشتي چون در خانه ببستم دگر از پاي نشستم گوئيا زلزله آمد گوئيا خانه فرو ريخت سر من
بي تو من در همه شهر غريبم بي تو کس نشنود از اين دل بشکسته صدائي بر نخيزد از مرغک پر بسته نوائي تو همه بود و نبودي تو همه شعر و سروري
چه گريزي زبر من که زکويت نگريزم گر بميرم زغم دل به تو هرگز نستيزم من و يک لحظه جدائي نتوانم نتوانم بي تو من زنده نمانم
هما مير افشار
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم دی 1384ساعت 15:47 توسط سوته دلان |
|
|
هوالحق
برو از گوشه نشينان خرابات بپرس لذت خلوت و خاموشي و تنهايي را
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هفدهم دی 1384ساعت 22:33 توسط سوته دلان |
|
|
خدایا شکر این نعمت چگونه برآرم وعده فرمودی : وهومعکم این ما کنتم والله بما تعملون بصیر
اما به این سرعت و به این مقدار کرمت هم خدائی . که خدائیست !!!
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم دی 1384ساعت 7:10 توسط سوته دلان |
|
|
خدايا
رفتن بيهمراه ، جهاد بيسلاح ، كار بيپاداش فداكاري در سكوت ، دين بيدنيا مذهب بيعوام ،عظمت بينام خدمت بينان ، ايمان بيريا خوبي بينمود،گستاخي بيخامي مناعت بيغرور ، عشق بيهوس تنهائي در انبوه جمعيت دوست داشتن بدون انكه دوست بداندروزي كن
دكتر شريعتي
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم دی 1384ساعت 23:37 توسط سوته دلان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 شهریور 1386 تیر 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 |
| پیوندها |
|
مردان خدا سوته دلان زمزمه های عاشقانه |
|
RSS
|