![]() |
![]() |
|
| مردان خدا بسم اله |
|
يا حجه ابن الحسن تسليت تسليت
السلام عليک ايها الامامين العسکريه جنايت کرده اند يک بار ديگر زدند اتش حريم عسکري را ا عجب صبري خدا دارد بيکباره دوست معززم ابراهيم امد و با لهجه غليظ عربي ابراهيم نشست و با لهجه عربي گفت يک چائي بگو بيارند من هم عجابت امر کردم من هم به فکر رفتم دو سال پيش با ابراهيم رفتيم کربلا او براي شرکت در بر اندازي حکومت عراق ابتداي جنگ به ايران پناهنده شده و 8 سال در جنگ در اولين ديدار با برادرش بعد از 19 سال من بهمراهش بودم و بياد اوردم صحن مطهر امامين العسکريه و شعر زيبائي را درگه آل پيامبر آستان کبرياست آري آري اين در فيض است تا روز جزا بيکباره ابراهيم گفت : ببين "حدود 35 سال پيش مرحو پدرم يک کتاب دستش بود مقتل السيد ذوالنفس الزکيه کشته ميشود سيدي بزرگوار از فرزندان امام حسن (ع) پاسخم را گرفته بودم عجل الي ظهورک |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هشتم اسفند 1384ساعت 7:22 توسط سوته دلان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 شهریور 1386 تیر 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 |
| پیوندها |
|
مردان خدا سوته دلان زمزمه های عاشقانه |
|
RSS
|